روزنوشت 1 شهریور 1390

سلام!

هستم اما نوشتنم نمیاد !

نمیدونم دپرسی بعد از سفر یا ؟؟؟؟؟

در هر صورت در کنار پسر فسقلیی که با نوع حرف زدنش و حرفهایی که میزنه وحتی شیطنت و لجبازی های با نمکش ودر کنار همسر نازنینم , زیر سایه خود مهربونت دارم زندگی میکنم وخدایا ازت سپاسگزارم!

 

اما خدا جون برای همه دعا میکنم که زندگی آروم و خوبی داشته باشن!

ووجود تو رو تو تموم لحظه ها حس کننننن!

که تو خودت سرچشمه عشق و موهبت ونیکی هستی!

بدی و زشتی و کینه وانتقام وحسادت و بخل  و... از دل هممون دور کن!

من یه جامعه سالم پر انرژی برای خاک ایرانم آرزومندم!

/ 2 نظر / 12 بازدید
خاله الهام

الهی آمین