روز نوشت 30 بهمن 1389

شلام!ناراحت

مامان اصلا نوشتنش نمیاد ناراحتو فقط چون 29 بهمن روز تولد مادر زینت نازنین ماست لبخندکه خیلی دوسش داریم اومدیم و بهش تبریک بگیمماچوبراش در کنار خودمونلبخند وآقاجون مهربونمون روزهای قشنگتری آرزو کنیم! لبخندهر چند که پنج شنبه در کنار هم براش جشن گرفته بودیم!لبخندالبته مامان 5 شنبه در کنار چند تا از دوستای هم دبیرستانیش نهار خوردن که براشون خیلی خاطره انگیز بود!قلب

البته [روز 29 بهمن -سپندارمزگان- روز بی همتای عشاق ایرانی] هم مبارک.قلبقلبقلب

 

مامان یه کم دلش گرفته وبه این فکر میکنه که هر وقت من به یه جایی برخورد میکنم یا ضربه ایی بهم وارد میشه سریع میام پیشش میگم "بوسیش کن"ووقتی که بوس میکنه و ازم میپرسه میگم "خوب شد"حالا دلش رو گذاشته پیش مادرهایی که دیگه عزیزشون رو نمیبینن تا بوسش کنننن شاید که دردشون کم بشه!!!!!!!!!!!!

/ 4 نظر / 5 بازدید
خاله الهام

میتی جونم! دوست گلم! قربون دلت برم که گرفته[قلب]

قاصدك

اولا روز عشق شما هم مبارک [گل] دوما دیدید امسال هم تموم شد من شمارو ندیدم [ناراحت] سوما غصه نخور مامان میترا جونم خدا بزرگه [ماچ]

بهاره ق

سلام!!! اومدم اما دیر! [زبان] روز سپندار مذگان اتون مبارک میترا و ... (مهربد اسم بابات یادم رفت!!) [نیشخند] مهربد خان تو نمیدونی چه! انشالا 15-20 سال دیگه که عاشق شدی متوجه میشی![نیشخند] میترا منم اینقدر دلم میخواد با دوستان قدیمیم برنامه دیدار بذاریم اما کسی پایه نیست. همه درگیر زندگیشونن. در مورد پانوشتت: انشالا خدا بهشون صبر بده[ناراحت]

مامان الینا

با تاخیر روز سپندار مذگان شما هم مبارک وای میترا جونم جملاتت آخرت اشک منو درآورد . وواقعا خدا به دل اون مادرها صبر زیاد بده انشاله . حت الانم که دارم مینویسم بغض میخواد منو خفه بکنه