روزنوشت 3 خرداد 1394

سلام به روی ماهت مامانم!!

امروز یکشنبه است و تو دومین روز تعطیلات در خانه ات شروع شده!

شخصا دلم میخواد خرداد رو استراحت کنی و اگه کلاسی میخوام ثبت نام کنمت برای ماه های دیگه باشه!!

قربون قدت برم من!پنج شنبه جشن الفبا بود!قربونت برم من که تو حرف "ط"بودی و خدا روشکر هم خیلی برنامه جشن شما عالی برگذار شد!

دست همه درد نکنه!همه خسته شدن!

وبرای شب رفتیم "هانی پارسه"ویه جشن سه نفره کوچولو گرفتیم!!!!!!!

وجمعه هم رفتیم خونه خاله متین برای خاله سروی یه جشن کوچولو گرفتیم که خوشحال شد!!

واما

شنبه روز اول تعطیلاتت شروع شد و شما اومدی شرکت والبته یه کم حوصله ات سر رفته بود ولی موقع برگشت رفتیم و یه مداد نوکی و یه دفتر برات خریدم و قرار شد خاطرات تابستونت رو اونجا بنویسی!تا کی میشه که دلت بخواد خودت اینجا بنویسی!

خدایا!ای خدای مهربون !کمکون کن!یه کم تو شرکت مشکل مالی داریم و طلب هامون رونمیدن تا ما هم بتونیم حقوق بدیم!خدایا خودت کارهامون رو جفت و جور کن!!!!

/ 0 نظر / 25 بازدید