روزنوشت 21 فروردین 1390

شلام!لبخند

من در عین حال که خیلی وروجک شدمنیشخند حرفهای گنده گنده هم میزنم!نیشخندجوریکه بعضی وقتها مامان و بابا حسابی جلوی خودشون رو میگیرن تا من رو نچلونننننن!نیشخند

دل مشغولیم از ماشین به هواپیما تبدیل شدهنیشخند و ما تو خونه یه دنیا هواپیمای اوراقی داریم نیشخندو مامان همش فکر میکنه که این بابا بنده رو بد عادت با آورده چشمکو یکی از بزرگترین مشکلات اینه که من ولع خرید دارمنیشخند و همیشه باید برام یه چیزی بخرننیشخند و جدیدا از سلاح گریه و جیغ استفاده میکنم!ابرووفعلا مامان ناراحته که چطور میشه این مشکل رو حل کرد !سوال

واما خیلی زیاد اذیتش کردم تا بریم خونه آقاجون ناراحتو کاملا صبرش تموم شده بود ابرووالبته یه کوچولو به من حق میده چون موقع خوابم بود چشمکو بعد از اینکه با کلی جیغ وکولی بازی من ،من رو گذاشت رو پاش ،سریع خوابم برد!لبخند

وشیطنت و شرارت از چشمام میباره!نیشخندالبته مریض بودم و چند روزی بود که چشمام قرمز بودن و سرفه های شدید میکردم حالا بهتر شدم لبخندومامان میگه تموم شرارت های منو رو تحمل میکنه اما طاقت مریض من رو نداره!لبخندالبته میدونم این حرف دل هر پدرومادریه!لبخند

وراستی تو سفر بعد از اینکه کشتی گرفتن من ومامان در مورد استفاد هاز دوربین شروع شد نیشخندمامان بیخیال دوربین خودش شد و از بقیه خواست که با دوربینشون از ما عکس بگیرن!نیشخندواما من هم متخصص عکاسی شده بودم ودر لحظه عکاسهایی شکار میکردم و با تبحر از خودم هم به خوبی عکس میگرفتم نمونه عکس من از خودم:نیشخند

فعلا انگار نمیشه عکس گذاشت در اولین فرصت!

/ 3 نظر / 4 بازدید
قاصدك

خانواده ي مهربون حسابي سال نو مباااااااااااااااارك الهي كه سالي سرشار از شادي و پيروزي و تندرستي داشته باشيد دوستتون ميدااااااااارم مهربد جونيم عكس نو مبارك چيگده خوشمل شدي جوجه [ماچ]

قاصدك

الهي قربون داماد كوچولوم برم كه قراره هم خلبان بشه هم عكاس بشه هم مهندس [قهقهه][قلب]

محبوبه

هی وای من!!!!!!!!!!!اخه شما فسقلا چرا انقده شبیه همین؟؟؟من دقیقا مامان جونتو درک میکنم عزیزم.[بغل][بغل][بغل]