روزنوشت 8 خرداد 1392

سلام!

تولد عمو مجتبی مبارک باشه!!!!لبخند

ودر ماه اردیبهشت با اینکه مشکلات مالی شرکتشون همچنان به راه بودناراحت اما برای مامان یه ماه متفاوت بود!ابرو

مهمترین مساله این است که ساعت خواب من تقریبا تنظیم شده چشمکو من که همش صبح هاساعت 9:30 تا 10 خمیازهویا بیشتر میرفتم مهدخمیازه،الان قبل از ساعت 9 یا حتی 8:30 میرسم مهدچشمکاز خود راضی و خواب شبم هم بهتر شده!لبخند

مامان بایه همت مضاعفی مساله ورزش رو جدی گرفت چشمکو در اثر همین جدیت!نیشخند حداقل 4 کیلو وزن کم کرده و یک سایز هم کم شده!خجالتونیز به مساله رانندگی جدی نگاه کردمژه و اون ماتیز بیچاره که در نهایت بی مهری اش همیشه دم در پارک بود رو به حرکت درآوردلبخند وبه سبب اون تو ماه اردیبهشت کلی من رو مهد رسوند و کلی هم با هم رفتیم پارک!لبخندهورا

البته باید اعتراف کنه که کل پروژه رانندگی به همتقلب "بابا مهدی"قلبنازنین شروع شد واین مامان که اصلا و ابدا علاقه به رانندگی نداشتهیپنوتیزم رو به حرکت درآوردنیشخند والان مامان به خودش میخنده چشمککه همیشه در این مورد مقاومت میکرد خجالتو خودش رو گول میزد که اعصاب رانندگی نداره!لبخندبابا مهدی مممنون که به مامان انرژی مثبت وروحیه دادیماچبغل و تا آخر همراهش بودی!!!ماچبغل

ودر زمینه ورزش هم دست اشرف جون مدیر مهدمون درد نکنهماچ که در مامان انگیزه به وجود آورد!ازتون مممنونیم!ماچبغل

در مورد پروژه پیش دبستانی هم مامان از اول دوست داشت که من تو همون مهد بمونممنتظر و با دوستان آخرین سال شیطنت و بچگی رو بگذرونم چشمکنیشخند!چون با کتابهای وحشتناک مدرسه و آموزشهاییی که هر سال عوض میشه دیگه فرصتی برای شیطنت نمیذاره!نیشخندچشمک

البته بابا مهدی خیلی تلاش کرد که من رو یه پیش دبستانی غیرانتقاعی بفرستهابرو و با هم رفتیم اونجا رو دیدیم و واقعا جای خوبی بود و تموم حرفهای بابا هم درست بود ابروو امکانات خوبی هم داشتابرو !اما مامان ساعت کار 7تا14 و همچنین دور بودن به خانه رو جز دلایلی که احتیاج نیست الان بچه تو این سن اینقدر سختی بکشه متفکروشرایط دوست داشتنی مهدشون وبودن با دوستانش رو تغییر بدهافسوس،عنوان کرد و بابایی بیخیال شد!نیشخندنیشخند

ودر کل ماه اردیبهشت امسال برای مامان یه ماه کاملا دوستداشتنی بود لبخندودر بدست آوردن روحیه نشاط قدیمی مامان نقش به سزایی داشت!قهقهه

البته رها جون مربی مهربد هم از مهدشون رفتنگران که ما براش هرجا که هست،آرزوی بهترینها رو داریم!لبخندماچبغل

در یه همچین روزهایی در ایران بحث انتخابات خیلی داغ است وخدا کنه که نظرات مردم مهم باشه ونکته مهمتر اینه که هر کس رییس جمهور میشه واقعا انتخاب همه مردم و یا حداکثر مردم باشه و یادش باشه که ایران یه کشوریه که اقوام با قومیتهای مختلفی در اون زندگی میکننن و کسی که این شغل خطیر رو بدست میگیره در حقیقت باید صدای همه مردم رو بشنوه و برای همه کار کنه! ضمنا الان مردم سرزمین ما خیلی سخت روزگار میگذروننن خدایا خودت گوشه چشمی به ما داشته باش تا بتونیم در آرامش و صلح زندگی کنیم و کشور عزیزمون ایران رو به جایگاه واقعی خودش در دنیا برسونیم!!

به قول شعری که مهربد باید برای جشنشون حفظ کنه:

لبخندآباد باشی ای ایران!

لبخندآزاد باشی ای ایران!

لبخنداز ما فرزندان خود!

لبخنددلشاد باشی ای ایران!

/ 0 نظر / 15 بازدید