روزنوشت 20 شهریور-غم چشم یه کودک

شلام!نگران

مامان دپرسه!نگران

وچشمان اون بچه سومالی یایی از ذهن مامان دور نمیشه!ناراحت

هر چند میدونه که خیلی از بچه های تو کشور خودش ویا تو جهان با همون چشما باهامون حرف میزننن و با ما تلتگر میزنن که به کمک احتیاج دارن!

 

اما رو صحبتم با توست خدایا:فقط خودت!!!!!!!!

به دادشون برس که فقط تویی فریادرس!!!!!!!!!

وهیچ بنده ایی رو محتاج به غیر خودت نکن!!!!!!!!!

دست هممون رو فقط خودت بگیر!!!!!!!!!!

/ 1 نظر / 15 بازدید
مامان علی

سلام. خوش به حالتون .چون دیگه مهربد جون بزرگ شده و میتونین مشکلاتتون و با حرف زدن حل کنین من بعضی وقتا واقعا کم میارم که چه جوری باید با علی کنار بیام از بس که ماشاالله این علی ما شیطونه. خدا براتون مهربد رو حفظ کنه.