روزنوشت 20 خرداد1390

مجی نازنینم ،خاله شرمنده روی تو ومامان و بابات و بقیه هستم!چون اینقدر حالم بد بود و همش ببخشید شکوفه بارون بودم وسردرد داشتم نشد که بیام!

روحت شاد و خدا به همه بازماندگانت صبر عطا کنه!چون داغ بزرگی تو دل هممون گذاشتی و رفتی!

خاله بهاره مهربون تفلدت مبارک!

چون اصلا نوشتنم نمیاد فقط چند تا عکس مهربد که تو مهد ازش گرفتن رو میزارم!

/ 4 نظر / 17 بازدید
علي

مهربد جان سلام [گل] وبلاگ خیلی قشنگی داری ، عکسات هم خیلی خوشگله ، خوشحال میشم سری به من بزنی و در صورت تمایل تبادل لینک داشته باشیم [گل]

بهاره ق

روح مجتبی شاد. خدا به خانوادش صبر بده. اگر منظورت از این خاله بهاره منم مرسی عزیزم شرمنده کردی. خاله جونی بیا لپت رو ببوسم. توی عکسها میبینم که مرد شدی . خدا حفظت کنه واسه مامان بابات[ماچ][بغل][چشمک]

مامان الینا

عكسهاش فوق الهاده بود ............... مرد شده براي خودش. اسفند يادت نره مامانش

عزیییییییییزم خیلی آقا شدی[ماچ][قلب]