سلام به روی ماهت !لبخند

مامان قربون قد و بالات برم من!لبخند

امروز اومدم چند تا خاطره برات بنویسم که به یادگار بمونه برات!چشمک

قربون قدو بالات! روز چهارشنبه 18 اسفند بازی تیم مورد علاقه ات بود و بارسلونا تو زمین حریف 4-1 باخته بود و در اوج نا امیدی قرار بود بازی رو ببینین عینککه تو به بابات میگفتی نگران نباش !ما میتونیم!!ما میبریم!!

و در اوج ناامیدی بابا مهدی!!تیم شما 6-1 برد و نصف شب آنقدر جیغغغغغغغغغغغغغغ زده بودین که همه فکر کنم کلی بهتون فحش دادن!!خندهنیشخندخندهخندهخندهخندهنیشخندنیشخندنیشخند

روز پنج شنبه19 اسفند هم رفتیم کنسرت "حامد همایون" که اعتراف کنم که واقعا عالی بود و من شخصا لذت بردم!قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

و تو هم به قول خودت از اولین کنسرت زندگیت کاملا لذت بردی خدا رو شکر!!نیشخندنیشخندنیشخند

قلبقلبممنون از حامد همایون و این آهنگ های شادش!!لذت بردیم!قلبقلب

 

 

واما!!!!

 روز یکشنبه که آخرین روز ورزش شما بود و تو با لباس ورزشی و کفش جدید بینهایت هیجان داشتی!اما ههههههه یادت رفته بود که کتاب ریاضی وروزنگار و حتی دفتر مشق ات رو بیاری!ومن تازه ساعت8.3 شب فهمیدم!البته خوب دلیل هم داشتیم که دیر شد چون اول اومدیم شرکت و بعدش رفتیم دیدن مادرجون و بعدش هم که اومدیم خونه تو رفتی بخوابی و بعدش هم حموم و درنهایت ساعت 8.30 شروع کردی به انجام تکالیف!!

خواستم اینها رو برات بنویسم که قیافه ات دیدنی بود در حد بنززززززز!چشمکچشمکچشمک

من تو هال نشسته بودم و یهووو اومدی گفتی مامانننننننن !نمیدونم چرا جدیدن ها یه سری از چیزهام گم میشه!عینکتعجبعینکتعجب

من هم سریع بهت گفتم !بدو برو سرکارت و این حرف ها رو نزن!!!تعجبچشمک

ههههههههه چند دقیقه گذشت و کاشف به عمل اومد چشمکچشمکچشمککه جنابعالی هم کتاب ریاضی و هم دفتر مشق و هم روزنگارت رو نیاورده بودی!!!تعجبتعجبتعجبنیشخندنیشخندنیشخندخندهخندهخنده

به حق کارهای نکرده تو این 3 سالی که مدرسه رفتی ابدا از این خبرها نبود!!تعجبمتفکر

و من در حد بنزززززززززززززز عصبانی شدم و اعتراف کردم که کلی هم سرت داد زدم!!مشغول تلفنخجالتمتفکر

ولی درنهایت دلم هم سوخت و خودم شرمنده شدم!خجالتخجالتوچون دعوامون هم شده بود!تو هم گفتی برام مهم نیست و من هم گفتم ابدا برای خانومتون هم نمینویسم که دعوات کنه و ستاره هات رو کم کنه!مشغول تلفنمشغول تلفنمشغول تلفن

اما باز دلم نیود و برای خانومتون نوشتم!

قربون قدو بالات برم که صبح ازم پرسیدی مامان نوشتی!گفتم آره!

برام کلی هم دلیل آوردی که مامانی من یه کم مریض هستم!و گلوم درد میکنه!البته من هم کوتاه نیومدم و خیلی جدی گفتم نه مامانی تو خوب خوبی و هیچ چیزی نیست!!مشغول تلفنمشغول تلفن

بعدش یهوو با خجالت گفتی :مامانی من روم نمیشه خجالتاینجوری برم سر کلاس و خجالت میکشم از خانوممون!!خجالتخجالت

این حس شرمت برام خیلی ارزش داشت قلبو کل این نوشته ها رو فقط برای این جمله ی آخر برات نوشتم که

یادت باشه تو زندگی هم باید حواست به رفتارهات باشه و بدونی که یه وقتهایی کارهایی که میکنیم و اشتباه است باید مسئولیت کارهامون رو برعهده بگیری و از اشتباهاتمون شرمنده بشیم و به خودمون قول بدیم که تکرارش نکنیم!

و من هم همونجا ازت عذرخواهی کردم خجالتخجالتکه ببخشید که من هم خیلی عصبانی شدم و سرت داد زدم! ووووووو بچه پروووووو نیشخندنیشخندبعدش گقتی شمام من رو ببخشید!ومن گفتم بیا با هم خوب رفتار کنیم و هوای هم رو داشته باشیم!!گفتی آره!اما مامان  وقتی هم که خیلی از دستم عصبانی هستی سرم داد نزن!خجالتخجالتخجالت

(خجالت کشیدم)خجالتخجالتاما کم نیاوردم و با شوخی  بهت گقتم پس اگه در حد بنزززز عصبانی هستم چه کنم!گفتی مامان با صدای آروم دعوام کن!!خجالتخجالت

 

 

این ها رو نوشتم که بدونی یه روزی که بزرگ شدی و یاد دادزدن من افتادی باور کن بی دلیل نبودن!اما قول میدم از امروزززززززززز صبورتر باشم!!

دوست دارم!بود بودم!!خجالتخجالت

(بود بود مخفف مهربد است که فقط مامان میترا عاشقانه بهش میگه )


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٥/۱٢/٢۳ | ٩:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام!به روی ماهت مامانم!!

امروز 13 بهمن است وشما با یه عینک جدید که شبیه هری پاتر شدی روزت رو آغاز کردی.

-----------------------------------------------------------------------------------------

خیلی اتفاقهای تلخ تو این مدت افتاده برای مردم کشورمون!

1 اول درگذشت آقای هاشمی رفسنجانی است که قسمت اعظم تاریخ معاصر کشورمون با نام ایشون گره خورده ،روحشون شاد.

2 حادثه ی وحشتناک پلاسکو که زبانم از توضیح قاصر است و فقط برای همه ی مصیبت دیدگان این حادثه از خدا آرامش و صبر آرزومندم.

3 کولبرهایی که با حداقل دستمزد،،، کار میکنند و یک سری از اونها دچار ریزش بهمن و برف گرفتگی شدن!!

4 تصمیم غیر انسانی ترامپ برای عدم اجازه ورورد به کشور آمریکا برای مردم ایران و 6 کشور دیگه!!اما واقعااااا تصمیم بدی استتتتتت.

5 مردم سیستان که دچار سیل وحشتناک شدن.

----------------------------------------------------------------

در مجتمع خودمون هم بعد از بازبینی چاه پارکینگ متوجه شدیم که چاه ریزش کرده و با کلی هزینه و دردرسر خدا رو شکر درست شد.

مامان جون خوشگلم !!! دوستت دارم!!

----------------------------------------------------------------

یه اصطلاح بامزه رو دارم بهت کم کم یاد میدم و اون "بی  شعوری" است نه در معنای فحشش در معنای عدم استفاده ی درست از شعوووور.

قربون قیافه ی نازت که بهم جواب میدی یعنی مامان من بیشعورم و به من داری فحش میدی!!!!!!!!

تموم تلاشم رو میکنم که بتونم این مساله رو که همه ی ما آدمها "شعور"داریم و باید تموم سعیمون  رو بکنیم تا از اون به بهترین وجه استفاده کنیم ،،،، رو برات با زبون خودت توضیح بدم عشقم!

----------------------------------------------------------------------------------------

اما بازم خدایا شکرت!

راضی هستیم به رضای خودت!

خودت هوای ما رو داشته باش!اوستا کریم!!

(حس و حال نوشته ام با استیکر اصلا جور در نمی اومد)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٥/۱۱/۱۳ | ٩:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

یلداتون مبارک!

قربون قد و بالات!

امروز خیلی سخت از خواب بیدار شدی و با چشمهای خسته بهم گفتی!!!!خمیازهخمیازهخمیازه

مامان مگه اینها نمیدونن که دیشب شب یلدا بوده ، پس چرا امروز رو تعطیل نکردن!!نیشخندنیشخندگریهابرونیشخندنیشخند

من جوابی نداشتم که بدم!!!چشمکچشمک

عایاااااااا کسی میتونه جواب وروجک 9 ساله من رو بده!!شیطانعصبانینیشخند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٥/۱٠/۱ | ٩:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام!

قربون قد و بالات برم من  مامانم!لبخند

برای خودت مردی شدی!ماشالله!قلب

عاشقانه دوست دارم!قلبهرچند صبح ها یه کوچولو با هم میجنگیم!وکلا در کنار هم عشق وداد رو تجربه میکنیم!چشمک

روزی هم که بدون دعوا باشه خودت میگی:مامان به به امروز بدون دعوا بود!قلب

البته دعواهامون برای تند تند آماده شدن و این چیزهاست خدا رو شکر!قلب

مامان از لحن حرف زدنت!نیشخندیه وقتهایی دیونه میشم و اینقدر قربون صدقه ات میرم که با عصبانیت میگینیشخند::

مامان اهههههههه!بسه دیگه!نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند

یعنی عاشقتم!کلوچه ی من!

امسال کلاس سوم دبستان هستی و یه واقعیت رو کاملا در موردت درک کردم!

یه بچه ی احساساتی و سرشار ازانرژی و مهربون و با همه یه جورایی کنار میایی!قلبقلبقلبقلبقلبقلب

انگار خودم رو در تو میبنم!خجالتدر کنارش لجباز و غد هم هستی!لبخند

مامانم اینها حرفهایی است که از ته ته دلم مینویسم!

امیدوارم که در آینده انسان موفقی باشی و این روحیه ی مدارا اذیتت نکنه!چون اون وقت من خودم رو مقصر میدونم!همیشه بهت یاد دادم که صبور باشی و زود از بدی های دیگرون بگذری!!متفکرمتفکر

حرفهایی میزنی که در حد بندس لیگاست!!!!

یه خاطره الان  یادم اومد!یه روز با عشق برات از دم شرکت طالبی خریدم و گفتم:مامانی بخور اگه خوشمزه بود بازم  برات بخرم!!

جوابت در لحظه میخکوبم کرد:متفکرمتفکر"مامان این که حوشمزه باشه.دلیل نداره یکی دیگه هم که بگیری خوشمزه باشه""متفکرمتفکرمتفکرنیشخندنیشخندنیشخند

یعنی خودم به حرفم و استدلالت فوق العاده خنذیدم!!

یا یه روزی که با بابامهدی داشتی فوتبال بازی میکردی و مهدی با لحنی که معلوم بود حرصش دراومده گفت:میترا ببین وروجک داره من رو میبره!هیچ ترحمی هم

نکردم!

تو در جوابش گفتی :متفکرمتفکرمتفکربابا قصه ی رستم و سهراب رو شنیدی!!!!یه روزی میشه که پسرش از باباش جلو میزنه و قهرمان میشه!!نیشخندنیشخندنیشخند

یعنی من و مهدی شاخ در آورده بودیم!!!

 

مامانی گلم!برای همه ی بچه های کشورم و دنیا(اون طفلکی هایی که آواره ی جنگ های بی دلیل بر سرقدرت و سیاست و پول شدن)!!بهترین ها رو آرزومندم!

شاد باشین همیشه و با امید آینده سازهای خوبی برای دنیا باشین!

برای همه ی مردم شادی آرزو میکنم!

همراه با عشق و حس هم نوع دوستی!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٥/٩/٢٤ | ٩:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام به روی ماهت مامانم!

قربون قدوبالات برم!

دیروز اینقدر که تو التماس کردی یه کم وسیله برای آتیش بازی برات گرفتم!

و شب با بابایی رفتیم پایین!

همسایه ها هم بودن !

همه چیز عالی بود ولی در نهایت تو از یه آتیش که فقط در حد چند تا چوب و خرت و پرت کوچولو بود پریدی و یهو گفتی آخ آخ!

اول فکرکردیم یه تیکه از این چوبهاست اما بعدش دیدیم که یه میخ تو پات رفته و خدا رو هزارمرتبه شکر که واقعا در حد یه خراش کوچولو کنار پات رو آسیب زد!پسر صبور من!

البته ترسیدیم وشب هم بردیمت دکتر ولی خدا رو شکر خانم دکتر گفت هیچ چیزی نیست و اصلا مهم نیست!

 

خدای مهربونم!اوس کریم!

چاکرتم!قربونت برم که اینقدر مهربونی !دوست دارم و میدونم که هوام رو داری وکیف میکنم که رد پات رو توی زندگیم احساس میکنم!ممنونم!

برای همه ی دوستام عزیزام!برای همه بهترین ها رو آرزو میکنم و دلم میخواد که همه شاد باشن و در آرامش زندگی کنن!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢٦ | ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

عشقم!ماچ

نفسم!ماچ

قربون قد وبالات برم من مامانم!ماچ

میدونی که دیونه وار دوستت دارم!نفسم!ماچ

حس دوست داشتن تو!یکی از قشنگ ترین حس های دنیاست!ماچ

به خاطر تو  و شادی تو هر کاری میکنم!ماچ

بیخیال لحظه هایی که دعوا میکینیم و با هم بد میشیم!واشک تو ائن چشمای قشنگت میاد!بیخیالش مامانم!!!!ماچ

دیگه آقا شدی نفس من!از خودم احساساتی بودن و هیجان و شور آنی رو به ارث بردی!!ماچ

دیروز که باهم داشتیم از آرایشگاه برمیگشتیم اون حس سرشار از زندگیت !من رو برد  به بچگی و شیطنت های خودم!!!! هر چند دعوات کردم که مامان بسه چرا اینقدر سرخوش بازی در میاری!ماچ

اما ته دلم فقط یاد بچگی خودم رو کردم!طفلک مامان و بابام چی کشیدن با این دختر سرشار از انرژی!!نیشخند

من هنوزم یه کوه انرژی ام!هنوز هم یه وقتهایی احساس میکنم که من یه عالمه عشقم یه عالمه امیدم و یه عالمه دوست داشتن!!!!!ماچ

فدات  شم که دیروز با هیجان تمااااااااام اولین کت و شلوارت رو خریدی و پوشیدی!مامان قربون قدوبالات خودم لباس دامادی تنت کنم الهی آمین!ماچ

((البته کلی سر بابات غر زدم که به نظرم کوچیک است و ایشون زیربار نرفت اما نفس تو یه پارچه آقا شده بودی)).

امروز مامانت یه دنیا عشق به تو روداره!ماچماچماچ

هرچند که امروز باجیغ بیدارت کرد چون خواب مونده بودیم!!!اما خداروشکر به سرویست رسیدی!!ماچ

 

مامانم برای ما دعا کن!آخر سال است و ما هم درگیر مشکلات مالی شرکتیم!ابدا دلم نمیخواد با شرمندگی با بچه ها خداحافظی کنم!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/۱٩ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام!

سلام به روی ماهت مامانم!

بلاخره دکتر هم دیشب گفت که تو مشکل کوتاهی تاندوم پشت پا داری و این مورد مادرزادی است و خیلی قابل شناسایی نیست!

البته در بچه هایی که روی پنجه پا راه میرن زودتر شناسایی میشه،اما تو بچه ها یی که این مشکل رو ندارن،فقط زمانیکه مجبور میشن از دستشویی ایرانی استفاده کنن و سخت است براشون ،مشخص میشه!

وراه چاره هم اول برات تجویز فیزیوتراپی و حرکات ورزشی رو داد و در صورت عدم موفقیت با یه عمل ساده این مشکل حل میشه!

در کل الان مامانم حالم مساعد نیست و اوضاع مالی شرکت بهم ریخته و چون حقوق کارمندامون عقب افتاده من حالم از همه خرابتر است!

البته مهدی و ایمان هم مثل من هست!

این حالت مال خیلی هاست!فقط خدا خودش کمک کنه تا هیچوقت شرمنده نباشیم!

 

امیدوارم که با ورزش وفیزیوتراپی خوب شی عزیزم!وکارت به عمل نکشه!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/٢۳ | ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام به روی ماهت مامانم!

عشق من!

بزرگ شدی !دیگه آقا شدی قربون قدت برم من!خیلی دوستت دارم،این رو خودت بهتر از همه میدونی!

اما امسال لجباز تر شدی،با اینکه تو درسها موفق هستی خدا رو شکر!اما یه کوچولو غد و حرف گوش نکن شدی والا!

اما !

در هفته هایی که گذشت مجبور شدم دوتا متخصص ببرمت و امیدوارم که چیز خاصی نباشه و به امید خدا حالت رو به راه باشه!

خانم معلم کلاس دومتون هم خیلی مهربونه و دوسش داری!

امیدوارم با دوستتات شاد وخندون باشی!

ودر آینده انسان موفقی برای این جامعه باشی!

خیلی دوسستتتتت دارم و همیشه بدون که دعای خیر من ومهدی پشت سرته و عاشقانه دوستت داریم و همه چیزمون برای آینده توست.!!!!قلب


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/٢٢ | ۱:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱۸ | ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام به روی ماهت مامانم!

از شنبه که رسما مدرسه نمیری!یه جورایی من و بابا هم گرفتار شدیم!تازه تو شرکت هم کارداریم!

شنبه اومدی شرکت!یکشنبه خونه!دوشنبه شرکت!

قربونت برم من که حوصله ات هم سر میره مامانم!!!ناراحتناراحتناراحتناراحتناراحت

ولی دیشب رفتیم برات جایزه خریدیم که کلی ذوق کردی!




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٥ | ۸:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.