یلداتون مبارک!

قربون قد و بالات!

امروز خیلی سخت از خواب بیدار شدی و با چشمهای خسته بهم گفتی!!!!خمیازهخمیازهخمیازه

مامان مگه اینها نمیدونن که دیشب شب یلدا بوده ، پس چرا امروز رو تعطیل نکردن!!نیشخندنیشخندگریهابرونیشخندنیشخند

من جوابی نداشتم که بدم!!!چشمکچشمک

عایاااااااا کسی میتونه جواب وروجک 9 ساله من رو بده!!شیطانعصبانینیشخند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٥/۱٠/۱ | ٩:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام!

قربون قد و بالات برم من  مامانم!لبخند

برای خودت مردی شدی!ماشالله!قلب

عاشقانه دوست دارم!قلبهرچند صبح ها یه کوچولو با هم میجنگیم!وکلا در کنار هم عشق وداد رو تجربه میکنیم!چشمک

روزی هم که بدون دعوا باشه خودت میگی:مامان به به امروز بدون دعوا بود!قلب

البته دعواهامون برای تند تند آماده شدن و این چیزهاست خدا رو شکر!قلب

مامان از لحن حرف زدنت!نیشخندیه وقتهایی دیونه میشم و اینقدر قربون صدقه ات میرم که با عصبانیت میگینیشخند::

مامان اهههههههه!بسه دیگه!نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخند

یعنی عاشقتم!کلوچه ی من!

امسال کلاس سوم دبستان هستی و یه واقعیت رو کاملا در موردت درک کردم!

یه بچه ی احساساتی و سرشار ازانرژی و مهربون و با همه یه جورایی کنار میایی!قلبقلبقلبقلبقلبقلب

انگار خودم رو در تو میبنم!خجالتدر کنارش لجباز و غد هم هستی!لبخند

مامانم اینها حرفهایی است که از ته ته دلم مینویسم!

امیدوارم که در آینده انسان موفقی باشی و این روحیه ی مدارا اذیتت نکنه!چون اون وقت من خودم رو مقصر میدونم!همیشه بهت یاد دادم که صبور باشی و زود از بدی های دیگرون بگذری!!متفکرمتفکر

حرفهایی میزنی که در حد بندس لیگاست!!!!

یه خاطره الان  یادم اومد!یه روز با عشق برات از دم شرکت طالبی خریدم و گفتم:مامانی بخور اگه خوشمزه بود بازم  برات بخرم!!

جوابت در لحظه میخکوبم کرد:متفکرمتفکر"مامان این که حوشمزه باشه.دلیل نداره یکی دیگه هم که بگیری خوشمزه باشه""متفکرمتفکرمتفکرنیشخندنیشخندنیشخند

یعنی خودم به حرفم و استدلالت فوق العاده خنذیدم!!

یا یه روزی که با بابامهدی داشتی فوتبال بازی میکردی و مهدی با لحنی که معلوم بود حرصش دراومده گفت:میترا ببین وروجک داره من رو میبره!هیچ ترحمی هم

نکردم!

تو در جوابش گفتی :متفکرمتفکرمتفکربابا قصه ی رستم و سهراب رو شنیدی!!!!یه روزی میشه که پسرش از باباش جلو میزنه و قهرمان میشه!!نیشخندنیشخندنیشخند

یعنی من و مهدی شاخ در آورده بودیم!!!

 

مامانی گلم!برای همه ی بچه های کشورم و دنیا(اون طفلکی هایی که آواره ی جنگ های بی دلیل بر سرقدرت و سیاست و پول شدن)!!بهترین ها رو آرزومندم!

شاد باشین همیشه و با امید آینده سازهای خوبی برای دنیا باشین!

برای همه ی مردم شادی آرزو میکنم!

همراه با عشق و حس هم نوع دوستی!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٥/٩/٢٤ | ٩:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام به روی ماهت مامانم!

قربون قدوبالات برم!

دیروز اینقدر که تو التماس کردی یه کم وسیله برای آتیش بازی برات گرفتم!

و شب با بابایی رفتیم پایین!

همسایه ها هم بودن !

همه چیز عالی بود ولی در نهایت تو از یه آتیش که فقط در حد چند تا چوب و خرت و پرت کوچولو بود پریدی و یهو گفتی آخ آخ!

اول فکرکردیم یه تیکه از این چوبهاست اما بعدش دیدیم که یه میخ تو پات رفته و خدا رو هزارمرتبه شکر که واقعا در حد یه خراش کوچولو کنار پات رو آسیب زد!پسر صبور من!

البته ترسیدیم وشب هم بردیمت دکتر ولی خدا رو شکر خانم دکتر گفت هیچ چیزی نیست و اصلا مهم نیست!

 

خدای مهربونم!اوس کریم!

چاکرتم!قربونت برم که اینقدر مهربونی !دوست دارم و میدونم که هوام رو داری وکیف میکنم که رد پات رو توی زندگیم احساس میکنم!ممنونم!

برای همه ی دوستام عزیزام!برای همه بهترین ها رو آرزو میکنم و دلم میخواد که همه شاد باشن و در آرامش زندگی کنن!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢٦ | ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

عشقم!ماچ

نفسم!ماچ

قربون قد وبالات برم من مامانم!ماچ

میدونی که دیونه وار دوستت دارم!نفسم!ماچ

حس دوست داشتن تو!یکی از قشنگ ترین حس های دنیاست!ماچ

به خاطر تو  و شادی تو هر کاری میکنم!ماچ

بیخیال لحظه هایی که دعوا میکینیم و با هم بد میشیم!واشک تو ائن چشمای قشنگت میاد!بیخیالش مامانم!!!!ماچ

دیگه آقا شدی نفس من!از خودم احساساتی بودن و هیجان و شور آنی رو به ارث بردی!!ماچ

دیروز که باهم داشتیم از آرایشگاه برمیگشتیم اون حس سرشار از زندگیت !من رو برد  به بچگی و شیطنت های خودم!!!! هر چند دعوات کردم که مامان بسه چرا اینقدر سرخوش بازی در میاری!ماچ

اما ته دلم فقط یاد بچگی خودم رو کردم!طفلک مامان و بابام چی کشیدن با این دختر سرشار از انرژی!!نیشخند

من هنوزم یه کوه انرژی ام!هنوز هم یه وقتهایی احساس میکنم که من یه عالمه عشقم یه عالمه امیدم و یه عالمه دوست داشتن!!!!!ماچ

فدات  شم که دیروز با هیجان تمااااااااام اولین کت و شلوارت رو خریدی و پوشیدی!مامان قربون قدوبالات خودم لباس دامادی تنت کنم الهی آمین!ماچ

((البته کلی سر بابات غر زدم که به نظرم کوچیک است و ایشون زیربار نرفت اما نفس تو یه پارچه آقا شده بودی)).

امروز مامانت یه دنیا عشق به تو روداره!ماچماچماچ

هرچند که امروز باجیغ بیدارت کرد چون خواب مونده بودیم!!!اما خداروشکر به سرویست رسیدی!!ماچ

 

مامانم برای ما دعا کن!آخر سال است و ما هم درگیر مشکلات مالی شرکتیم!ابدا دلم نمیخواد با شرمندگی با بچه ها خداحافظی کنم!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/۱٩ | ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام!

سلام به روی ماهت مامانم!

بلاخره دکتر هم دیشب گفت که تو مشکل کوتاهی تاندوم پشت پا داری و این مورد مادرزادی است و خیلی قابل شناسایی نیست!

البته در بچه هایی که روی پنجه پا راه میرن زودتر شناسایی میشه،اما تو بچه ها یی که این مشکل رو ندارن،فقط زمانیکه مجبور میشن از دستشویی ایرانی استفاده کنن و سخت است براشون ،مشخص میشه!

وراه چاره هم اول برات تجویز فیزیوتراپی و حرکات ورزشی رو داد و در صورت عدم موفقیت با یه عمل ساده این مشکل حل میشه!

در کل الان مامانم حالم مساعد نیست و اوضاع مالی شرکت بهم ریخته و چون حقوق کارمندامون عقب افتاده من حالم از همه خرابتر است!

البته مهدی و ایمان هم مثل من هست!

این حالت مال خیلی هاست!فقط خدا خودش کمک کنه تا هیچوقت شرمنده نباشیم!

 

امیدوارم که با ورزش وفیزیوتراپی خوب شی عزیزم!وکارت به عمل نکشه!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/٢۳ | ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام به روی ماهت مامانم!

عشق من!

بزرگ شدی !دیگه آقا شدی قربون قدت برم من!خیلی دوستت دارم،این رو خودت بهتر از همه میدونی!

اما امسال لجباز تر شدی،با اینکه تو درسها موفق هستی خدا رو شکر!اما یه کوچولو غد و حرف گوش نکن شدی والا!

اما !

در هفته هایی که گذشت مجبور شدم دوتا متخصص ببرمت و امیدوارم که چیز خاصی نباشه و به امید خدا حالت رو به راه باشه!

خانم معلم کلاس دومتون هم خیلی مهربونه و دوسش داری!

امیدوارم با دوستتات شاد وخندون باشی!

ودر آینده انسان موفقی برای این جامعه باشی!

خیلی دوسستتتتت دارم و همیشه بدون که دعای خیر من ومهدی پشت سرته و عاشقانه دوستت داریم و همه چیزمون برای آینده توست.!!!!قلب


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۱٠/٢٢ | ۱:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۱۸ | ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام به روی ماهت مامانم!

از شنبه که رسما مدرسه نمیری!یه جورایی من و بابا هم گرفتار شدیم!تازه تو شرکت هم کارداریم!

شنبه اومدی شرکت!یکشنبه خونه!دوشنبه شرکت!

قربونت برم من که حوصله ات هم سر میره مامانم!!!ناراحتناراحتناراحتناراحتناراحت

ولی دیشب رفتیم برات جایزه خریدیم که کلی ذوق کردی!




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٥ | ۸:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

سلام به روی ماهت مامانم!!

امروز یکشنبه است و تو دومین روز تعطیلات در خانه ات شروع شده!

شخصا دلم میخواد خرداد رو استراحت کنی و اگه کلاسی میخوام ثبت نام کنمت برای ماه های دیگه باشه!!

قربون قدت برم من!پنج شنبه جشن الفبا بود!قربونت برم من که تو حرف "ط"بودی و خدا روشکر هم خیلی برنامه جشن شما عالی برگذار شد!

دست همه درد نکنه!همه خسته شدن!

وبرای شب رفتیم "هانی پارسه"ویه جشن سه نفره کوچولو گرفتیم!!!!!!!

وجمعه هم رفتیم خونه خاله متین برای خاله سروی یه جشن کوچولو گرفتیم که خوشحال شد!!

واما

شنبه روز اول تعطیلاتت شروع شد و شما اومدی شرکت والبته یه کم حوصله ات سر رفته بود ولی موقع برگشت رفتیم و یه مداد نوکی و یه دفتر برات خریدم و قرار شد خاطرات تابستونت رو اونجا بنویسی!تا کی میشه که دلت بخواد خودت اینجا بنویسی!

خدایا!ای خدای مهربون !کمکون کن!یه کم تو شرکت مشکل مالی داریم و طلب هامون رونمیدن تا ما هم بتونیم حقوق بدیم!خدایا خودت کارهامون رو جفت و جور کن!!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/۳/۳ | ٩:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()

مامانم قربون قد وبالات من خیلی خوشبختم!که تو ومهدی ودر کنارعزیزای دیگه ام دارم!!!!

دیروز سیستم من تو شرکت درست شد و ناخودآگاه احساس کردم که یه دنیا حرف دارم!!!

امروز چون سرم خلوت تر بود!نشستم و وبلاگت رو خوندم!لحظه لحظه عاشقی با تو!وواقعا احساس کردم که باید شکر پروردگار رو به جا بیارم!خدایا شکرت!!!

امروز هم دارم میام دنبالت که آخرین روز مدرسه با هم ویکی از دوستات و مامانهاشون بریم نهار بیرون!!

 

من اصولا آدم احساساتی هستم!اما قلبا امروز حس زیبای عجیبی دارم و خدای نازینم احساس کردم خیلی وقته یادم رفته درست صدات کنم!!!!

ای خدای مهربون من که میدونم که خودت از دل همه آدمها خودت خبر داری!!خیلی مخلصیم!هوای ما روداشته باش!کمک کن شرمنده هیچ کس نباشیم و تو کار هم کمکون  کن!

الهی خیلی چاکریم ها!من از دار دنیا یه مهربد و یه مهدی ویه ماروخی ویه متین ویه گوهر و یه روژین و یه آروشاویه آزاده بیشتر ندارم ها!!قربون همشون بشم هوای همشون رو خودت داشته باش!!

البته که من عاشق همه مردمم هستم اما اونهایی که اسمشون رو بردم عاشقترشونم!!

ناگفته نمونه که مادر جون و آقاجون وبروبچ حسابی هم هستن ها!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۳٠ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مهربد حسابی | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.